همـه جــای دنیا   مهیای دفــاع از اســلام اســت.
خاطرات

دستور می‏دم که بری / قندهاریان

صبح روزی که در شهر شایع شد طالبان می‏ خواهند به مزارشریف حمله کنند، در کنسولگری جنب و جوش دیگری بود. شهید ریگی ازم خواست وسایلم را ببندم و با آخرین هواپیمایی که آماده‏ ی پرواز بود بروم ایران! من وضعیت ناصری را از او پرسیدم. گفت: ....

مثال يحيي(ع) / حجه ‏الاسلام مقدسی

وقتي فهمیدم طالبان دیپلمات‏ های ایرانی را اسیر کرده‏ اند، با این که نمی‏دانستم ناصری هم بین آنها بوده یا نه، ولی به خاطر سوابقی که او در سفر به افغانستان داشت، و نیز به خاطر عشق و علاقه‏ ی شدیدم به وی، یک تشویش و نگرانی عجیبی تمام وجودم را گرفت. زنگ زدم به یکی از دوستان ولي او هم مثل من اظهار بی‏ اطلاعی کرد.....

خاطرات خداداد هاشمی‏ زاده (دایی شهید)

اينطوري به جايي نمي رسيم / خدمت به انقلاب به جاي... / وصیت‏نامه

آصف رضایی و خاطرات شان با شهید محمد ناصر

هميشه حرف اول را مي زد / مثل پدر... /

قصد مقاومت / فروزان‏ مهر

در واپسین روزهای قبل از پیروزی انقلاب رژیم طاغوت از هیچ اقدام و جنایتی فروگذار نمی‏کرد. در چنین شرایطی ناصری از جمله افراد فعالی بود که در شهر بیرجند با بی ‏باکی و جسارت تمام در حساس‏ ترین درگیری‏ ها نیز شرکت می‏ کرد و غالباً نقش سازماندهی نیروهای انقلاب و هدایت آنها را عهده دار بود.

خاطرات شهید محمد ناصر از زبان همسر گرامیشان

آهنگ زیبا / این جا هم کشور ماست / الان دیگه جلسه تموم می‏شه / توفيق شهادت / ناصري شهيد شد

دلتان را ببرید پیش دل مسلمان‏ های محروم / ناصر ناصری (برادر شهید)

محمد ناصر گرچه مسؤولیت‏ های مهم و زیادی داشت و شبانه روز هم کار می ‏کرد و زحمت می‏ کشید، ولی در زندگی مادی‏اش همیشه حال و روز کم درآمدترین و پایین‏ ترین اقشار جامعه را داشت. او در طول هجده سال زندگی مشترکش، نزدیک چهل بار اثاث‏ کشی کرد و از این خانه‏ ی اجاره‏ ای به آن خانه‏ ی اجاره‏ ای رفت. به عنوان مثال تنها در طول یک سال سه بار نقل مکان نمود...

اول نماز / (حجه‏ الاسلام اسماعیلیان)

یکی از کارهای مهم او در دوران خدمتش، شرکت در جلسات حساسی بود که با مسؤولین داشت. حتی کارهای خیلی مهم‏تر از این هم باعث نمی‏ شد نمازش را اول وقت نخواند....

تا آخر...نَه خانه، نَه ماشين / حسین صداقت

من علاوه بر این که در دفتر شهید ناصری کار می‏ کردم، به نحوی از مسائل مالی او نیز باخبر می‏ شدم. ناصری با توجه به سابقه‏ ی زیادش در خدمت به نظام و انقلاب، و مسؤولیت‏ های کلیدی که در طول سال‏های متمادی عهده‏ دارش بود، در آن زمان- یعنی سال هفتاد و چهار- نه ماشین داشت و نه خانه و این نداشتن‏ ها تا لحظه ‏ی شهادتش هم ادامه پیدا کرد. آنچه که من می‏دانستم....

پشتكار و سخت كوشي / علی خوشدل

قبل از سال پنجاه و نه، یکی از مسائل حادی که آن زمان با آن مواجه شده بودیم بحث قاچاق بود. گاهی پیش می آمد که ما این محموله‏ های سنگینی را کشف می‏ کردیم و می‏ گرفتیم ولی به هر دری می‏ زدیم تا بفهمیم این قضیه از کجا آب می‏ خورد، به جایی نمی‏ رسیدیم. یکی دیگر از معضلاتی که آن وقت‏ها گرفتارش بودیم....
گالری عکس ها
276
انقلاب بدون مرز
202
75