همـه جــای دنیا   مهیای دفــاع از اســلام اســت.

آزادی و استقلال افغانستان

آنگاه که شوروی سابق به طور علنی و رسمی کشور افغانستان را با ارتش سرخ به قصد تسلط بر سرنوشت این ملت اشغال کرد، شهید ناصری در کنار مجاهدین قرار گرفت و در حد توان خود به آنان و ملت افغانستان کمک کرد، تا کشور خود را از چنگال اشغالگران آزاد سازند و آزادی و استقلال از دست رفته را باز پس گیرند. زمانی هم که مجاهدین بر کشور مسلط شدند و- متأسفانه با دست‏های مرموز خارجی- می‏رفت که اختلافات گروهی، قومی و نژادی و راه‏اندازی پروژه‏ی جنگهای داخلی، بار دیگر استقلال و آزادی کشور افغانستان را در معرض خطر قرار دهد، شهید ناصری همچون گذشته در کنار این مردم و نیروهای جهادی جای گرفت و برای آسیب ندیدن استقلال و آزادی این ملت و کشور با تمام وجود کوشید و تا پای جان ایستادگی کرد.

آزادی و استقلال افغانستان

آنگاه که شوروی سابق به طور علنی و رسمی کشور افغانستان را با ارتش سرخ به قصد تسلط بر سرنوشت این ملت اشغال کرد، شهید ناصری در کنار مجاهدین قرار گرفت و در حد توان خود به آنان و ملت افغانستان کمک کرد، تا کشور خود را از چنگال اشغالگران آزاد سازند و آزادی و استقلال از دست رفته را باز پس گیرند. زمانی هم که مجاهدین بر کشور مسلط شدند و- متأسفانه با دست‏های مرموز خارجی- می‏رفت که اختلافات گروهی، قومی و نژادی و راه‏اندازی پروژه‏ی جنگهای داخلی، بار دیگر استقلال و آزادی کشور افغانستان را در معرض خطر قرار دهد، شهید ناصری همچون گذشته در کنار این مردم و نیروهای جهادی جای گرفت و برای آسیب ندیدن استقلال و آزادی این ملت و کشور با تمام وجود کوشید و تا پای جان ایستادگی کرد.

عزت مسلمانان

شهید ناصری خود را متعلق به مسلمانان جهان و امت اسلامی می‏دانست. برای او ایران و افغانستان و... فرقی نداشت. آنچه باید تحقق پیدا می‏کرد عزت مسلمانان بود و باید در این راه مبارزه می‏کرد و شهید ناصری عزت یافتن مسلمانان افغانستان را در سرلوحه‏ی اهدافش قرار داده بود. او گروههای جهادی را دوست داشت و تلاش می‏کرد آنان با اتحاد خود حکومت اسلامی را در آن کشور تأسیس نمایند تا جهان شاهد حاکمیت اسلام در کنار جمهوری اسلامی ایران باشد.

در این مورد نقل قول می‏کنیم از زبان برادر ارجمند شهید ناصری:

«ایشان دلسوخته مجاهدین افغان شده بود. هر سفر هم که به افغانستان می‏رفت با دلی پر از درد از رنجهای فراوانی که آنجا دیده بود بازمی‏گشت. همین رنجهای مردم افغانستان باعث شد که روز به روز علاقه ایشان به کار در آنجا بیشتر شود...

ایشان می‏گفت که مردم افغانستان و مجاهدین مخلص‏ترین افراد مسلمان هستند. اختلاف آنها به خاطر این است که کشورهای بیگانه و ابرقدرتها دسیسه می‏کنند. وگرنه دلیلی ندارد که مجاهدین نتوانند با هم کنار بیایند. خلاصه ایشان علاقه شدیدی به مردم مسلمان افغانستان به خصوص به گروههای جهادی داشتند...»

به همین دلیل شهید ناصری همواره در کنار گروهها و رهبران جهادی بود و بیشتر از آنها به جهاد عشق می‏ورزید و همه‏ی همت خود را برای ایجاد یک حکومت اسلامی با پایه‏های وسیع مردمی گذاشته بود.

سربلندی شیعیان افغانستان

شیعیان در افغانستان اقلیت مذهبی هستند که در طول تاریخ این کشور مورد ستم و ظلم مضاعف حکام و تبعیض فرقه‏گرایان مذهبی بوده‏اند.

شهید ناصری سعی می‏کرد اتحاد و برادری شیعه و سنی محکم و استوار باشد و جلو نفوذ دشمنان اسلام و تفرقه‏افکنان گرفته شود. از جانب دیگر یکپارچگی مردم شیعه و گروههای مختلف جهادی مربوط به آنها بخشی از وقت و همت شهید ناصری را در بر می‏گرفت. پی‏ریزی شورای ائتلاف متشکل از گروه‏های شیعه افغانستان، نشست‏های مختلف و شورای تفاهم در شمال و... از نتایج این تلاشها بود که شهید ناصری در آنها سهم ویژه داشت.

برادری شیعه و سنی و عدم ظلم و تبعیض و در نهایت سربلندی همه‏ی مسلمانان و مؤمنین کشور افغانستان آرزوی شهید ناصری بود و برای تحقق آن نیز تلاش می‏کرد.

اتحاد و یکپارچگی مردم

 

در این که مردم افغانستان مردمی شجاع، مؤمن و استقلال‏طلبی هستند، شکی نیست. و بدین خاطر تاکنون هیچ قدرت و ابرقدرتی مستقیماً بر این کشور نتوانسته است مسلط شود. شکست‏های پیاپی انگلیس و شوروی سابق در افغانستان گواه این مدعاست اما همان دشمنان شکست خورده هم می‏دانستند که این ملت جنگجو و قهرمان را تنها با ایجاد اختلاف می‏توانند از پای درآورند و همیشه هم اینگونه بوده که دشمن پس از شکست، توسط عوامل خود به درون صفوف متحد مردم نفوذ و با ایجاد اختلافات مذهبی، نژادی یا زبانی، ملت را به خود مشغول می‏ساخته است.

سعی و تلاش شهید ناصری این بود که کمک کند تا دشمن شکست خورده افغانستان نتواند با ایجاد اختلاف در بین مجاهدین و مردم، پیروزمندانه برگردد و تجربه‏های ناگوار گذشته در این کشور تکرار شود اما گویی تقدیر آن بود که با ظهور مزدوران طالب آن تجربه‏ی تلخ برای مدتی تکرار شود

کمک به محرومين

افغانستان کشوری است فقیر و عقب نگهداشته شده که قشر عظیمی از آن ملت از سوءتغذیه، عدم بهداشت و دوا و درمان، نداشتن امکانات اولیه زندگی رنج می‏برند. این فقر و محرومیت در سالهای انقلاب و جنگ‏هایی که در پی آن به وقوع پیوست افزایش فراوانی یافت به طوری که مشاهده‏ی وضعیت زندگی این مردم دل هر انسانی را به درد می‏آورد و شهید ناصری که خود با قشرهای مختلف مردم در تماس بود و وضع نابسامان آنان را از نزدیک دیده بود، با عشق فراوان به یاری دردمندان و اقشار محروم افغانستان می‏شتافت.

آنگاه که در آن کشور بود به خانه‏های آنان می‏رفت، کنار محروم‏ترین آدمها می‏نشست، حرف می‏زد و درد دل آنان را می‏شنید. علاقه‏ی خاصی به ویژه به خانواده‏های شهدا داشت که خود از محروم‏ترین اقشار جامعه افغانی می‏باشند. یکی از مواردی که شهید ناصری را به افغانستان می‏کشاند و در آنجا با شرایط بسیار نامساعدش نگه می‏داشت، کمک و حمایت از همین طبقات محروم و مستضعف بود.

 

فعالیتهای فرهنگی

 

انقلاب اسلامی افغانستان با همه‏ی شکوه و عظمتی که با خود داشت و توانست بساط ستم و استبداد و تجاوز بیگانگان را از این کشور قطع کند اما وقتی که در جاده‏ی پیروزی قرار گرفت، به دلیل ضعفهای آشکار فرهنگی به زودی دچار رکود و آسیب گردید. اکثریت قریب به اتفاق مردم این کشور از نعمت سواد و دانش محروم بودند. فرهنگ عمومی کشور و جامعه از رشد لازم برخوردار نبود. این بود که دیری نپایید، دچار آفتهایی مانند اختلاف، جنگهای داخلی، گرایشات نژادی و قومی و تعصبات حزبی و گروهی گردید.

شهید ناصری برای نجات انقلاب اسلامی افغانستان یک «نهضت فرهنگی و فکری» را ضروری می‏دانست و خود با تمام توان در این راه می‏کوشید. او با این که به تخصص‏های بسیاری آراسته بود، اما یک شخصیت فرهنگی و فکری محسوب می‏شد، بدین خاطر تلاش می‏کرد از بعد فرهنگی نیز به مردم این کشور یاری رساند.

شهید ناصری در افغانستان شبانه‏روز در کنار گروههای مختلف تلاش می‏کرد و برادران مجاهد خود را یاری می‏رساند تا بتوانند؛ جهاد فرهنگی و خودسازی را در این کشور نهادینه نماید تا برادری، همدلی و وحدت اسلامی خویش را بازیابند و با تشکیل یک حکومت اسلامی مطابق با فرهنگ ملی، انقلاب اسلامی را به پیروزی نهایی برسانند. افسوس و صد افسوس که بعضی‏ها کمتر به هشدارهای شهید ناصری توجه کردند تا سرانجام گروه مزدور طالبان با حمایت سازمانهای اطلاعاتی جهانی و همراهی سیاسی و نظامی کشورهایی با پا گذاشتن روی تمام ارزشهای جهادی، بر افغانستان مسلط شد و با به شهادت رساندن شهید ناصری و دیگر دیپلماتهای ایرانی دشمنی خود را با تمام اصول و ارزشهای اسلامی و انسانی ثابت کرد. به ویژه که عزت و حرمت مهمان از اصول پذیرفته شده‏ی اسلامی و ملی افغانها می‏باشد اما این گروه با این جنایت خویش روی تمام حکام ظالم گذشته این کشور را سفید کرد و این عناصر خادم و دلسوز به ملت مسلمان افغانستان را با شقاوت تمام در تابستان سال 1377 در کنسولگری جمهوری اسلامی ایران در شهر مزارشریف به شهادت رساند.

 

 
ارسال نظر
گالری عکس ها
276
انقلاب بدون مرز
202
75